تبليغاتX
چشمها را باید شست... جور دیگر باید دید
از زبان حسین بعد از آزادی

چه کردند با من چه کردند آه

چه کردند با این دل بی گناه

دلی داشتم با نجابت رفیق

دلی داشتم ساده و سر به راه

در این راه تاریک پر سنگلاخ

چرا پیش پایم نهادند چاه؟

+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 19:29 توسط هادی |

این شعر از فخرالدین عراقی هست به نظرم جالب بود واسه همین گذاشتم رو وبلاگ تا شما هم بخونید:

دلی یا دلبری یا جان یا جانان نمی دانم

همه هستی توئی فالجمله این و آن نمی دانم

بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم

بجز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی یابم

بجز سودای وصل تو میان جان نمی دانم

چه آرم بر در وصلت؟ که دل لایق نمی افتد

چه بازم در عشقت؟ که جان شایان نمی دانم

یکی دل داشتم پرخون شد آن هم از کفم بیرون

کجا افتاد آن مجنون، در این دوران؟ نمی دانم

دلم سرگشته می دارد سر زلف پریشانت

چه می خواهد از این مسکین سرگردان؟ نمی دانم

دل و جان مرا هرلحظه بی جرمی بیازاری

چه می خواهی از این مسکین سرگردان؟ نمی دانم

اگر مقصود تو جان است، رخ بنما و جان بستان

وگر قصد دگر داری، من این آن نمی دانم

مرا باتست پیمانی، تو با من کرده ای عهدی

شکستی عهد یا هستی بر آن پیمان ؟ نمی دانم

چو اندر چشم هر ذره چو خورشید آشکارائی

چرائی از من حیران چنین پنهان ؟ نمی دانم

به امید وصال تو دلم را شاد می دارم

چرا درد دل خود را دگر درمان نمی دانم؟

نمی یابم تو را در دل، نه در عالم، ن در گیتی

کجا جویم ترا آخر، من حیران؟ نمی دانم

عجب تر آنکه می بینم جمال تو عیان، لیکن

نمی دانم چه میبینم من نادان، نم یدانم

همی دانم که روز و شب جهان روشن بروی تست

ولیکن آفتابی یا مه تابان؟ نمی دانم

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 12:45 توسط هادی |

 

آه این ثانیه ها نامردند

گفته بودند که بر می گردند

برنگشتند و پس از رفتنشان

بی جهت عقربه ها می گردند.

آه این ثانیه ها بی رحمند

چه بلائی که سرم آوردند

نه به چشمم افقی بخشیدند

نه زبغضم گرهی وا کردند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 23:35 توسط هادی |

عجیبا غریبا

امروز در یکی از سازمانهای وابسته به ...... که من در اونجا مشغول ...... هستم اتفاقی رخ داد که حیرت انگیز بود.آخه اومده بودن بیانیه ای که بر علیه آیت اله دستغیب صادر شده بود رو آورده بودن و مسئول اون سازمان تند تند با خودکارهای رنگ و وارنگ به جای چند نفر امضا می کرد بعد گه دید دیگه نمونه متفاوتی از امضا رو بلد نیست اومد سراغ ما و ازمون خواست که نمونه های متفاوتی از امضا رو که بلدیم با رنگهای مختلف بزنیم پای بیانیه تا بالاخره پائین اون بیانیه شد پر از امضا های جورواجور. خلاصه بگم که من اگر امروز کمی هم در مورد انتخابات شک داشتم دیگه مطمئن شدم. جالب اینجاست که رسانه ملی هم فورا در بخشهای مختلف خبری اقدام به خوندن این بیانیه می کنه اونم با چه آب و تابی.

نتیجه گیری این که این بیانیه ها از سوی ........ می باشد نه مردم شیراز.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:23 توسط هادی |

آماده باش برای اعتصاب عمومی

زهرا رهنورد افزود:" طی چند روز

 آینده میر حسین موسوی و کروبی را

 بازداشت خواهند کرد. تحریم  اس ام

 اس را بشکنید ومردم جنبش سبز را

 برای اعتصاب عمومی آگاه سازید."

  لطفا اطلاع رسانی کنید.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:34 توسط هادی |

تظاهرات میلیونی سبز ها در آخرین جمعه ماه رمضان (روز قدس) دیگر برای آزادی قدس تظاهرات نمی کنیم ، برای آزادی خودمان تظاهرات می کنیم ، برای رساندن صدای برادر و خواهری که مورد تجاوز قرار گرفتند ، برای کسانی که شکنجه شدند ، برای کسانی که به شهادت رسیدند و مخفیانه به خاک سپرده شدند .

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:1 توسط هادی |

امروز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی از سوی دولت انتصابی توسط نمایندگان باز هم انتصابی آغاز شد. در این جلسه موافقان و مخالفان بین دو نطق رئیس دولت صحبت کردند. چند نکته در حاشیه این جلسه برام جالب بود که خواستم واسه شما هم بنویسم:

نکته اول : بیش از نیمی از نمایندگان مجلس در حال قدم زدن در صحن علنی بودند که منجر به تذکرات مکرر رئیس مجلس گردید. گروه دیگری از نمایندگان هم که روزه خیلی ب امنا فشار آورده بود به طوری که نتونسته بودن در مقابل قدرت شیرین خواب از خود مقاومتی نشون بدن و بی چون و چرا تسلیم اون شده بودن. و گروه دیگری هم مشغول بازی با گوشیهای موبایلشون بودن، راستی بهتر نیست در صحن مجلس هم مثل سالن امتحانات دانشگاه از دستگاه پرش آنتن استفاده کنن؟اما بازم یه مشکل پیش میاد آخه دیگه هیئت رئیسه چه جوری میخواد نمایندگان رو از شرکت در مراسم افطاریهای رنگارنگ دولتیها منع کنه. اصلا بگذریم.

نکته دوم : موافقان کابینه برای دفاع دست به همه کاری زدند از چاپلوسی گرفته تا تخریب مجلس و همکاران مجلسی خود، مثلا یکی از اونا که فقط 5 دقیقه وقت داشت 4 دقیقه از وقتشو صرف سلام به این و « کرد تا اومد حرف بزنه وقتش تموم شد. یکی دیگشونم برای اینکه خودشو پیش رئیس دولت ... کنه گفت که ما به کدوم تفاهماتمون با دولت پایبند بودیم که این دوومیش باشه و اصلا در مجلس هم آدم ناباب پیدا میشه که این گفته با مخالفت کواکبیان همراه بود اما رئیس تذکر را وارد ندونست شاید رئیسم از این نابابها خبر داره. نکته جالب اینکه همه این حضار از سوی شورای نگهبان منصوب شدند یعنی اون نماینده منظورش این بوده که نعوذ بالله شورای نگهبان هم اشتباه می کنه؟ اصلا به ما چه. من که دنبال شر نمی گردم.

نکته سوم : مطهری از نمایندگان اصولگرای پایتخت و باهنر هم از مخالفان بودند که در جای خودش جالب هست. مطهری گفت: رئیس کابینه در نطق تلویزیونی خود یکی از خصوصیات وزیران را ولایت مداری عنوان کرد اما من میخواه بگویم منظور ولایت مداری اسفندیار رحیم مشایی است. که این مطلب احمدی نژاد رو خیلی ناراحت کرد آخه همیشه میگن حقیقت تلخه.

چند نکته جالب از سخنان رئیس کابینه:

1- رئیس جمهئر در دفاع از خود می خواست نمونه ای از مشورت و تعامل خود با دیگران را مطرح کنه که بازم گاف داد آخه گفت بچه پبش دبستانی هم برا من نامه مینویسه و من بهش جواب میدم و در جای دیگه گفت که یه بچه سوم دبستانی برام نقاشی کشیده و در اون راهکارهائی برای حل مشکل ترافیک و آلودگی هوا پیشنهاد داده و اونم با اون بچه تلفنی صحبت کرده و در باره پیشنهاداش به هم بحث کردن. من در این چهار سال یک سوال ذهنم را خیلی مشغول کرده بود که چرا با وجود اینکه رئیس دولت اینقدر کار میکنه اما بازم ما مشکل داریم و همش میگه من نخبه هستم و با نخبگان هم مشورت میکنم بازم گرهی باز نمیشه اما امروز جوابمو گرفتم چون طرف مشورت احمدی نژاد بچه سه ساله و پیش دبستانی هست واسه همینم هست که بنده خدا خودشم نخبه میدونهو مشکل ترافیک به این خوبی حل شده.

2- نکته جالب دیگه در سخنان رئیس کابینه تفاهم بیش از 99/99 درصدی بین اعضای کابینه نهم بوده واسه همین هست که زا بین اونا فقط 5 نفر در کابینه جدید هستن و اصلا به خاطر تفاهم زیاد بوده که بیش از 10 نفر از وزرا بر کنار شدند. درس دوم که من ازش گرفتم معنای واقعی تفاهم بود.

3-  در دفاع از دانشجو وزیر پیشنهادی علوم گفت که چون ایشون سالم ترین انتخابات بعد از انقلاب را برگزار کرد برای تشکر از او ، اونو به عنوان وزیر علوم معرفی کردم. من حیرون موندم پس محصولی چه کاره بود؟آخه اونم تو انتصاب احمدی نژاد نقش اصلی را ایفا کرد.

4-  نکته جالب دیگه این بود که احمدی نژاد ادعا کرد 30 سال سابقه سیاسی داره. این جمله دیگه نیازی به توضیح نداره آخه خیلی واضح هست.

5-  مهمترین نکته این بود که رئیس کابینه دقت زیادی می کرد تا در صحبتش از رنگ سبز استفاده نکنه . بنده خدا چه زجری کشیده تو مجلس سبز پوش شورای اسلامی.

6-       احمدی نژاد: در مناظره همه خودم را خارج استودیو گذاشتم و فقط برای نظام وارد مناظره شدم که این خود ریسک بزرگی بود که هیچکس نمی توانست چنین کند شاید اگر رجائی بود اوهم همین کار را می کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 19:44 توسط هادی |

امروز وقتی اخبار را گوش میکردم مخبر اعلام کرد بعضی از اعضای کابینه توسط رئیس جمهور معرفی شدند. در این بین معرفی اسفندیار رحیم مشاعی به عنوان معاون اول جالب بود. گآخه این فرد کسی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت از هیچ تلاشی برای توهین به اسلام و قرآن کوتاهی نکرد و از همه مهمتر فردی بود که اکثریت قاطع مراجع و دوستان احمدی نژاد در جبهه اصول گرایان خواستار کنار گذاشتن وی از کابینه نهم بودند اما انگار آنها نمی دانستند در دولت احمدی نژاد خویشاوند سالاری بر همه شرایط مقدم است و با این انتصاب رئیس دولت برای چندمین بار نشان داد اگر بخواهد به حرف علما و مراجع گوش کند دیگر سنگ به روی سنگ بند نمی شود و نیاز به مشورت با نخبگان هم که نیست چون خودش نخبه هست . به یمن این انتخاب به همه دست اندر کارانی که در برگزاری انتخابات کمک کردند تا دوباره احمدی نژاد به هر طریق ممکن رئیس جمهور شود (از هیئتهای اجرائی و نظارت) صمیمانه تبریک می گویم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 15:9 توسط هادی |

باز هم حادثه ای تلخ و تکراری در کشور ما رقم خورد و مثل حادثه های قبلی کارگروهی جهت بررسی علت سقوط هواپیما تشکیل شد تا مثل همیشه کاملا شفاف علت سقوط هواپیما را به اطلاع مردم برسانند مثل علت سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران....؟..........؟ ...........

اما از همه این حرفها گذشته مهم از دست دادن حدود ۱۶۰ نفر از هموطنانمان بود که دیگر راهی برای بازگشت ندارند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 21:25 توسط هادی |

Print 

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. 

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

            میرحسین موسوی 

                                                                                              


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 13:11 توسط هادی |